تبلیغات
سلامی به گرمی دل های بچه های دبستانی. امروز واسه ی ای گل های سرود زیبای یاردبستانی من رو می ذارم و شما می تونید از سایت بیاتوحال دانلود كنید. حجم: حدود 550 كلوبایت دانلود مستقم از سایت بیاتوحال گل باغ آشنایی To fall in love To laugh until it hurts your stomach سلام به بروبچه های بیاتو حال. امروز واسه شما یه سری غزل از پسرعموم گرفتم که مقام سوم رو کسب کرده. امیدوارم خوشتون بیاد: من هم مثل همه ی شما غم دارم من هم مثل همه ی شما باران را ضروری می دانم برای كویر، ولی نوشتن چاره نیست باید برخیزیم این چند غزل بی ربط تر از این حرف هاست مرا ببخش مردم دیدم اگر چه عشق را در چشم هایت بارها اما تو نور دیده ام پاكی از این بسیارها ای چشم شوّالیّ ِ در روبنده ی مشكی در آ ما را نشاندی ماه ها برسفره ی افطارها توی دهان كوچكت بسیار بوسه جا زدی كی می شود لب بر نهم بر سر در انبارها باغی است در تو دیدنی هر میوه اش ناچیدنی گیلاس و بادام و هلو آن سوی باغت نارها چون ساقی گیسو بلند مضمون شاعرهای پیر بی روسری توی ونك در متن تازه كارها تو جمع جمعی جان من از نقش ها از خُلق ها باید كه جمع و جور شد در ذهن از افكارها باید نوشتت چاره نیست این زندگیّ ِ شاعری است افسوس دور است از شما از این قلم-رفتارها گیرم كه مجنون آن چنان گیرم كه فرهاد این چنین باید كمی دقت كنیم ما را چه به آن كارها اما غزل بعدی: خون بسی دیدی از این جاده لبت پف دارد سر تكان دادی و گفتم كه مرا می خوانی ؟ گفتی البته كمی عشق تعارف دارد بس كه از زلف بلند تو خطر سر ربز است هر شب این جاده ی پر پیچ تصادف دارد خیره بر صورت زیبات عبا خواهم دوخت از همان ها كه فقط حضرت یوسف دارد " ای كه از كوچه ی معشوقه ی ما می گذری " پارك ممنوع سر كوچه توقف دارد كم خوری عادت خوبی است بزرگان گویند بوسه از حد كه گذر كرد كمی تف دارد طبعت آرام محمد غزلت دریایی است تا كه بر گوش مخالف برسد كَف دارد سخت آشفته و غمگین بودم و به خود می گفتم! "بچه ها تنبل و بی تربیت اند دست کم می گیرند درس و مشق خود را" "باید امروز یکی را بزنم ،اخم کنم ، هیچ نخندم اصلاًَ " "تا بترسند از من و حسابی ببرند " خط کشی آوردم در هوا چرخاندم چشم ها در پی چوب تنبیه ، هر طرف می چرخید مشق ها را بگذارید جلو ، زود معطل نکنید اولی ، کامل بود ، خوب دومی بدخط بود بر سرش داد زدم سومی می لرزید خوب گیر آوردم صید در دام افتاد و به چنگ آمد زود دفتر مشق حسن گم شده بود!؟ اینطرف آنطرف نیمکتش را می گشت تو کجایی بچه ؟ بعله آقا اینجا پاک تنبل شده ای بچه ی بد به خدا دفتر من گم شده آقا همه شاهد هستند ، نوشتیم آقا باز کن دستت را خط کشم بالا رفت خواستم بر کف دستش بزنم او تقلایی کرد چون نگاهش کردم گوشه ی صورت او قرمز بود هقی هقی کرد و ساکت شد همچو شمعی آرام اشک بر صورت او جاری شد. ناگهان حمدالله به کناری خم شد. زیر یک میز کنار دیوار دفتری یافت و گفت آقا این دفتر مشق حسن است. چون نگاهش کردم خوش خط و کامل بود. غرق اندوه و تأثر گشتم جای آن چوب ستم بر دلم آتش زد. سرخی صورت او به کبودی گروید. صبح فردا دیدم که حسن با پدرش و یه مردی دیگر سوی من می آیند. خجل و دل نگران منتظر ماندم من تا که حرفی بزنند.... شکوه ای یا گله ای یا که دعوا بکنند پدرش بعد سلام سوی من امد و گفت: لطف فرموده حسن را بسپارید به ما گفتمش : چی شده آقا رحمان گفت : این خنگ خدا وقتی از مدرسه بر می گشته بر زمین افتاده بچه ی سر به هوا یا که دعوا کرده . زیر چشمش به کنار ابرو متورم شده است درد سختی دارد. می بریمش دکتر. چشمم افتاد به چشم حسنک غرق اندوه و خجالت گشتم عاملش من بودم لیک این کودک خرد و کوچک بی کتاب و دفتر این چنین درس بزرگی می داد. من چه کوچک بودم او چه اندازه بزرگ،به پدر نیز نگفت آنچه من از سر خشم بر سرش آوردم. بعد از آن هم دیگر در کلاس درسم نه یکی بدخط بود نه کسی بیچاره،همه فعال شدند درس هارا خواندند او به یاد آورد مرا این کلام از مولا که به هنگامه ی خشم نه به فکرم تصمیم نه به لب دستوری نه کنم تنبیهی یا چرا اصلأ عصبانی باشم من با محبت شاید گرهی بگشاید با خشونت هرگز با خشونت هرگز امروز خواستم یه سری دیکه از شعر های محمد ارثی زاد را (شاعر سوم استان آ.غ) واسه شما بذارم چند رباعی به هم ناپیوسته ی به هم نامربوط تا لحظه ی تحویل شد و سیل آمد باران به سرش زد كه زد و سیل آمد در تنگ قطار زندگی سوت كشید " مقصد ته دریاست بدو سیل آمد !!" -- از بسمل ِ آغاز شما می خندید حرفی نزدم باز شما می خندید من هم دودلم تا كه بگویم یا نه -خانم چقدَر ناز شما می خندید- -- خوش بودم و هر لحظه غمم می رقصید در جنت من جهنمم می رقصید در كعبه عروسی ِ خدا برپا بود از من به نیابت صنمم می رقصید -- از یك كه شروع شد رسیدم به نود حالا نود و دو و سه و ... این هم صد مابین صد و صدویكش بودم كه... اعداد تمام شد صدف در را زد -- هر روز برای كار صد جا هستم سردرگم زندگی ِ فردا هستم در خانه , محل كار یادم باشد من عاشق روسری لیلا هستم -- این قافیه در رباعیم سخت افتاد از روی درخت مرد بدبخت افتاد هی چنگ زد و... چنگ زد و... چنگ... گرفت- -از شاخه ولی مصرع دِ ِ ِ ِ ِ ِ ِ رخت افتاد سلام.امروز تونستم یه سری از اشعار پسرعمویم محمد ارثی زاد را که صاحب رتبه ی سوم شاعری استان آ.غ است واسه شما بذارم روسریت پرنده ایست در این شکار کشته ام زخمی تیر من شدی دلبر کارکشته ام !! تا برسی به دست من انار سرخ پیرهن خون به دل انباشته ام فصل بهار کشته ام دور نشو که نامه ای نمی شود به هم نوشت هر چه کبوتر است من در این دیار کشته ام مرگ - جنون گرفته ام به هر کسی رسیده ام آمده پیش کشته ام رفته کنار کشته ام بین من و شما ولی باورتان نمی شود روبه پیر شهر را هزار بار کشته ام مردم شهر خواستند محکمه ای به پا کنند من اعتراف می کنم: " داد هوار کشته ام " بین زمین و آسمان کف زدم و گریستم مرگ کجاست بنگرد چوبه ی دار کشته ام دو چشمت آرزوم بود تا به دو چشم تو رسم دور ز چشم آسمان دو تا ستاره کشته ام پلک تو می کشد مرا می زنی و می زنیم پلک شناس ماهرم شاعر کار کشته ام !! در ضمن اشعار بعدی رو در روزهای آتی واسه شما خواهم گذاشت![]()

نوشته شده در سه شنبه 12 آبان 1388 ، ساعت 08:16 ب.ظ![]()
مه من نقاب بگشا زجمال کبریایی
که بتان فروگذارند اساس خودنمایی
شده انتظارم از حد چه شود که رخ نمایی
ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی
چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی
چه کسم، چه کاره ام من که رسم به عاشقانت
شرف است انکه بوسم قدم ملازمانت
به کمین استخوانی که همی خورم ز خوانت
همه شب نهاده ام رو چو سگان بر آستانت
که رقیب در نیاید به بهانه ی گدایی
چو بنای کار عاشق، همه سوز و ساز دیدم
ز جهانیان گروهی به ره حجاز دیدم
ره عشق را یکسر به نیاز و ناز دیدم
چو به عشق غرق گشتم همه پاکباز دیدم
چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی
دم صبح گشت ما را به فضای باغ مسکن
به خیال آنکه دلخوش شوم از چنین نشیمن
که بگفت عندلیبی به هزار ناله با من
سر وصل گل ندارم ز چه رو روم به گلشن
که شنیده ام ز گلها همه بوی بی وفایی
شیخ بهایی
نوشته شده در دوشنبه 4 آبان 1388 ، ساعت 09:50 ب.ظ![]()
عاشق شدن
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره
To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری
To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری
To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی
To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی
To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !
To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی
To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمیبینیش ولی دلت میخواد ببینیش بهت تلفن کنه
To find money in a pant that you haven't used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمیکردی پول پیدا کنی
To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!
Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه
To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی
To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف میکنه
To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم میتونی بخوابی !
To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما مییاره
To be part of a team.
عضو یک تیم باشی
To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی
To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی
To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !
To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی
To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی
See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده
To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی
To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره
remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ......
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی
These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظههای زندگی هستند
Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونیم
"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد
وقتی
زندگی 100 دلیل برای گریه كردن
به تو نشان میده
تو 1000 دلیل برای خندیدن
به اون نشون بده.
(چارلی چاپلین)
نوشته شده در سه شنبه 21 مهر 1388 ، ساعت 04:19 ب.ظ![]()

نوشته شده در چهارشنبه 25 شهریور 1388 ، ساعت 04:06 ب.ظ![]()
نوشته شده در جمعه 23 مرداد 1388 ، ساعت 12:08 ب.ظ![]()

نوشته شده در جمعه 26 تیر 1388 ، ساعت 05:25 ب.ظ![]()

نوشته شده در پنجشنبه 25 تیر 1388 ، ساعت 01:29 ب.ظ
sms
دانلود فیلم سینمایی زیبای ایرانی به نام «به روح پدرم»
بزرگترین اتوبوس دنیا
Yaser Mahmudi - Dige Hishkio Nadaram
Farzad Farzin - Parsehaye Baroon
Ali AbdolMaleki - Yani Doosam Nadashti
بزرگترین ساختمان اداری جهان
آهنگ جدید و فوق العاده زیبا و شنیدنی شادمهر عقیلی به نام آزادی با 3 كیفیت متفاوت ...
آلبوم جدید و فوق العاده زیبای بهنام علمشاهی با نام"دیگه قهرم با چشات" با کیفیت اورجینال
آلبوم جدید و فوق العاده زیبای محسن چاوشی با نام"ژاکت"با كیفیت اورجینال
آلبوم فوق العاده زیبای امیر نعمتی به نام اتفاق
چگونه کتابها را ترمیم کنیم؟
برنامه تبدیل واحد نسخه 2.0
ثبت سایت یا وبلاگ تو 140 چستجوگر معروف دنیا
This Template Created by Reza Fuladpanjeh




